اولین آرایشگاه ایلیا
امروز روز مادر بود.من و ایلیا ظهر قبل از اومدن بابا یه کوچولو رقصیدیم و ایلیا کیف کرده بود
.بعد هم بابایی که اومد استراحت کرد و قرار شد ایلیا رو ببریم آرایشگاه.دوست داشتم بذارم موهاش بلند بشه ولی ایلیا خیلی گرمایی هست و داشت اذیت می شد.توی آرایشگاه چون محیطش شاد بود ایلیا گریه نکرد مخصوصا اینکه توی ماشین نشسته بود اما به محض اینکه آرایشگر خواست با ماشین موهاشو کوتاه کنه خیلی گریه کرد و حسابی ترسیده بود.
ایلیا قبل از کوتاه کردن مو
ایلیا توی آرایشگاه
خیلی گریه می کردی گذاشتیم اینجا بازی کنی بعد دوباره شروع کنیم
مامان و بابا تو آینه


اولین آرایشگاه ایلیا
